شيخ حسين انصاريان

77

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

بدين قرار مردم مانند حيوانات باركش تمام روز بايد كار كنند و ديگر نه حالى و نه فرصتى براى تفكّر و اشتغال با تربيت روحى و با صنايع ظريفه و علوم معنوى ، يعنى براى تغذيهء روح و عقل خود دارند و بدين وجه نمىتوانند حسّاً و فكراً ترقى نموده به مراتب عالى تكامل برسند . از اينرو افراد طبقات پايين يعنى غير شهرىها و نيز كارگران هميشه در جهالت مانده و وقت خودشان را بايد صرف فراهم آوردن خوراك و پوشاك و غيره سازند و اگر يك روز دست از كار بكشند بىنان و بىچراغ خواهند ماند . سوّم : اين اختراعات فنّى ناچار سرمايه را در دست يك عده اشخاص مخصوصى جمع مىكند و فرقهء كارگران و ارباب حرفت را اجير و اسير ايشان مىسازند و آنگاه آن كارهاى دستى كه در خانه‌ها و به دست پيرزنان و مردان عليل به عمل آورده مىشد از ميان رفته ، اين فرقه را هم محتاج نان كرده به گردن حكومت مىاندازند ، به طورى كه حكومت مجبور به ساختن دارالمعجزه‌ها و بيمارستان‌ها و پرستارخانه‌ها و صرف مخارج كلّى براى نگهدارى ضعفا و فقرا مىگردد . ولى بدتر از همه ، اين حال قسمت بزرگى از افراد ملّت را مزدور كارخانه‌ها و بندهء ماشين‌آلات و بلكه مبدل به ماشين مىسازد و هر روز كه ماشين‌ها كار ندارند و يا نخواهند كار كنند ، اين مزدوران هم بيكار و بىنان مىمانند . اين حال به تدريج حسّ استقلال و آزادى را كه بزرگترين نعمت خدادادى به بشر است ، در قلوب طبقهء كارگران كه اكثريت نفوس ممالك متمدنه را تشكيل مىدهند نابود مىسازد و ايشان را از فعاليّت آزادانه و كسب نان و ما يحتاج خود به دست خود محروم مىدارد . امروز ماشين فرمانرواى گروه كارگر و برزگر گشته و اين طبقه از مردم محتاج مرحمت و مروّت اين حكمران جبّار بىزبان گرديده است . چهارم : جمع شدن سرمايه‌ها در دست اشخاص معدود سبب مىشود كه ايشان به مقتضاى حرص بشرى كه حدود ندارد براى تزييد منافع و تموّل خود به قدر كافى